السيد موسى الشبيري الزنجاني
6471
كتاب النكاح ( فارسى )
دلالت ندارد . روايت چهارم : اسحاق بن عمار عن جعفر عن أبيه عليه السلام ان عليا عليه السلام كان يقول : اذا تزوج الرجل امرأة فوقع عليها مرة ثم أعرض عنها فليس لها الخيار لتصبر فقد ابتليت و ليس لامهات الاولاد و لا الاماء ما لم يمسها من الدهر الا مرة واحدة خيار « 1 » به اين روايت تمسك شده كه وقاع قبل از عنن اسقاط خيار مىكند . لكن در برخى كتب ديدهام - هر چند در خاطرم نيست كه در كدام كتاب ديدهام - كه در اين روايت اعراض آمده است و مراد به آن عنن نيست بلكه مراد اين است كه اختياراً از او اعراض كرده است ، مثلًا شايد مرد از زن خوشش نمىآيد از اين رو به او اعتنا نمىكند ، بنابراين معلوم نيست كه مراد اين باشد كه مرد عجز كلى دارد و نمىتواند اصلًا مباشرت كند ، به علاوه اينكه اگر مراد عنن باشد در اين روايت سخن از اعراض از اين زن است با آنكه بحث در اين است كه عنن كلى موجب اسقاط خيار است يا نه ؟ اما تعبير ابتلاء [ ابتليت ] اين يك بلائى است براى زن كه مرد به او توجه نكند كه اين خود امر نادرى است . پس روايت متعرض فرض نادر شده است . و اين اشكالى ندارد ، بله اگر حمل مطلق بر فرد نادر بود محظور داشت . بنابراين روايت از ابتلاء مرد كه عنن باشد سخن نگفته بلكه از اعراض مرد و ابتلاء زن سخن گفته است . روايت پنجم : روايت سكونى كه به نظر ما موثقه است . السكونى عن أبى عبد الله عليه السلام قال : قال امير المؤمنين عليه السلام : من أتى امرأته مرة واحدة ثم أخذ عنها [ مرد از مباشرت اين زن بسته شده ] فلا خيار لها « 2 » اين روايت نيز ناظر به عجز و عنن نسبت به اين زن است و نمىتوان از آن عجز كلى - كه مورد بحث است - را استفاده كرد ، به علاوه دخول كه مسقط خيار است در اين روايت آمده است . و اين روايت نمىتواند مخصص روايتى كه دخول در آن
--> ( 1 ) - مصدر بالا ، ح 8 . ( 2 ) - مصدر بالا ، ح 4 .